الفيض الكاشاني

751

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

كى بود جان ره سما گيرد * ترك ارض تن و هوا گويد « 1 » يا به گوشم « 2 » رسد نداى الست * هر سر موى من بلى گويد يا شوم مست بادهء توحيد * تا سراپاى من خدا گويد يا دل « 3 » از مدّعى نهان با دوست * چند حرفى به مدّعا گويد يا چو آن فانيان سبحانى * به زبان خدا ثنا گويد بس كن اى دل كه حرف نازك شد * فيض را گوى تا دعا گويد ( 301 ) عشق در آگاهى عاشقان و حيات جاودانى ايشان « 4 » در سر بوالهوس نگر چون شر و شور مىرود * در دل ماست يار ما ، دل ره دور مىرود در سر چون درآ ، درآ نالهء عاشقان شنو * قافلهء خيال بين سوى صدور مىرود عشق به هر كه داد جان رست ز خاك و خاكدان * زاهد مرده دل ز گور هم سوى گور مىرود هر كه ز عشق يافت جان يافت حيات جاودان * او بنميرد ار بمرد زنده به گور مىرود نى غلطم كجا ، چه گور ، از پى نور حق شتافت * موسى وقت خويش شد جانب طور مىرود هيچ نيافت آنكه او لذّت عاشقى نيافت * گر همه در بهشت عدن در « 5 » بر حور مىرود

--> ( 1 ) - چ ش ، چ پ : فاقد بيت ، عق : يا كه دل ترك اين هوا گويد . ( 2 ) - چ ش ، چ پ : تا به گوشم . ( 3 ) - چ ش : با دل - و بيت در چ پ نيست . ( 4 ) - عنوان از اصلى . ( 5 ) - چ پ ، چ ش : بهشت يا در .